اکونومیست: سقوط بازار سهام آمریکا میتواند به سقوط اقتصاد جهان منجر شود!
اکونومیست در تازهترین تحلیل خود تصویری نگرانکننده از وضعیت بازارهای مالی ترسیم میکند؛ تصویری که در آن، احتمال شکلگیری یکی از «قابل پیشبینیترین سقوطهای اقتصادی تاریخ» مطرح شده است. به باور این نشریه، اگر بازار سهام آمریکا تحت فشار فروبپاشد، ضربهای که به اقتصاد جهان وارد میشود از جنس بحرانهای گذشته نخواهد بود؛ زیرا اینبار موتور اصلی نگرانی، حبابی است که پیرامون فناوری هوش مصنوعی شکل گرفته است.
در سالهای اخیر ارزش شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا با سرعتی بیسابقه افزایش یافته و شاخصهای مالی نظیر نسبت قیمت به سود تعدیلشده در حدی قرار گرفتهاند که آخرینبار در دوران حباب داتکام دیده شده بود. رشد سهم هفت غول فناوری اپل، آمازون، متا، آلفابت، مایکروسافت، انویدیا و تسلا مسبب اصلی این تغییرات است. سرمایهگذاران با فرض اینکه سرمایهگذاریهای عظیم روی هوش مصنوعی در آینده بازدهی چشمگیر خواهد داشت، پول خود را به سمت این شرکتها روانه کردهاند. اما تحلیل جیپی مورگان نشان میدهد برای دستیابی به حداقل بازده مورد انتظار تا سال ۲۰۳۰، نیاز است شرکتها هر سال صدها میلیارد دلار تنها از محل فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی درآمد ایجاد کنند؛ رقمی که نشانهای از شکاف میان انتظارات و واقعیت بازار است.
اکونومیست هشدار میدهد اگر این حباب بترکد، شوک ناشی از سقوط بازار سهام میتواند اقتصاد جهان را وارد رکودی متفاوت کند؛ رکودی نه الزاماً عمیق، اما بسیار پرهزینه. برخلاف بحران مالی سال ۲۰۰۸ که ریشه در بدهی و اهرمهای اعتباری پیچیده داشت، اینبار سرمایهها عمدتاً در قالب سهام سرمایهگذاری شدهاند و نه وامهای پرریسک. با این حال، ضربه روانی و کاهش ارزش داراییها میتواند مصرف خانوارهای آمریکایی را که اکنون بخش قابلتوجهی از ثروتشان در بازار سهام متمرکز است، کاهش دهد. افت ارزش سهام مرتبط با AI میتواند تا هشت درصد از دارایی خانوارهای آمریکا را از بین ببرد و این کاهش ثروت به تنهایی ظرفیت دارد بیش از یکونیم درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا را کاهش دهد.
چنین رکودی محدود به آمریکا نخواهد ماند. وابستگی بالای اروپا و چین به تقاضای مصرفکنندگان آمریکایی سبب میشود کوچکترین افت در هزینهکرد خانوارها اثر دومینویی جهانی رقم بزند. کشورهای دیگر نیز آسیبپذیرند؛ چرا که حدود ۱۸ تریلیون دلار از سرمایهگذاری خارجی جهان در بازار سهام آمریکا متمرکز است و سقوط والاستریت به معنی شوک ثروتی جهانی خواهد بود.
اگرچه احتمال دارد این رکود عمیق نباشد مشابه رکود پس از ترکیدن حباب داتکام اما تبعات آن در حوزه سیاست، بودجه دولتها و حتی قدرت دلار میتواند ساختار اقتصادی جهان را تغییر دهد. کاهش تقاضا در آمریکا شاید کسری تجاری این کشور را کمتر کند، اما فشار بیشتری بر صنایع اروپا و تولیدکنندگان آسیایی وارد میکند و زمینه را برای گسترش سیاستهای حمایتگرایانه فراهم میسازد.
اکونومیست در پایان نتیجه میگیرد که جهان هنوز خود را برای پیامدهای سقوط احتمالی بازار سهام آمریکا آماده نکرده است. خطر اصلی در بدهی بانکها نیست، بلکه در واکنش مصرفکنندگان آمریکایی به افت ناگهانی ثروت نهفته است؛ واکنشی که میتواند جریان سرمایه، نرخ بهره و حتی جایگاه دلار در اقتصاد جهان را بازتعریف کند. مدیران داراییها و تصمیمگیران اقتصادی باید خود را برای «رکودی کمعمق اما تحولآفرین» آماده کنند؛ رکودی که شاید نظم مالی جهان را وارد مرحلهای جدید کند.