افشای تازه از نفوذ گسترده اسرائیل در دوربینهای شهری تهران
مستندی که اخیراً از سوی رسانههای اسرائیلی منتشر شده، ابعاد تازهای از ماجرای نفوذ در زیرساختهای نظارتی ایران را آشکار میکند. در این مستند ادعا شده که طی جنگ ۱۲ روزه، شبکه دوربینهای راهنمایی و رانندگی تهران عملاً تحت کنترل طرف اسرائیلی قرار داشته است. به گفته تهیهکنندگان این مستند، تصاویر این دوربینها نه تنها برای رصدهای امنیتی استفاده شده، بلکه در برخی عملیاتهای هدفمند و حتی ترورها نیز نقش داشته است؛ موضوعی که مدتها در حد گمانهزنی مطرح میشد و اکنون با انتشار این مستند رنگ و بوی رسمیتری به خود گرفته است.
نکته قابل تأمل اینجاست که مسئله نفوذ در سامانههای نظارتی کشور، موضوع تازهای نیست. حدود سه سال پیش، در جریان افشای گسترده هک سامانهها و دوربینهای شهری، مشخص شد که بخشهایی از این زیرساختها آسیبپذیر بوده و اطلاعات آن در معرض دسترسیهای غیرمجاز قرار دارد. همان زمان، یعنی در خرداد ۱۴۰۱، بحث نفوذ در سیستمهای نظارتی در رسانهها بازتاب گستردهای یافت، اما با وجود حساسیت موضوع، این اتفاقات تنها برای مدت کوتاهی در کانون توجه قرار گرفت و پس از آن، به تدریج از مرکز گفتوگوهای جدی کنار رفت.
سؤال اصلی که امروز مطرح میشود این است که چرا با وجود هشدارهای روشن و مستند درباره سطح بالای نفوذ، تغییر و اصلاح اساسی در این سامانهها صورت نگرفت؟ چگونه امکان دارد که پس از گذشت سه سال از آن هشدارهای جدی، همچنان همان ساختار، همان شیوه مدیریت و همان زیرساختهای آسیبپذیر بدون تحول ادامه یافته باشد؟ این غفلت پرسشبرانگیز، اکنون با انتشار مستند اسرائیلی دوباره به سطح آمده و اهمیت آن دوچندان شده است.
بخش دیگر ماجرا مربوط به دوربینهای نظارت شهری در تهران است. بر اساس ادعاهای مطرحشده، این دوربینها نیز بهنوعی در معرض رصد خارجی قرار گرفتهاند؛ در حالی که همین سیستمهای تصویری برای کنترل رفتار روزمره شهروندان و بهویژه نظارت بر موضوعاتی همچون حجاب استفاده میشود. اگر ادعاهای این مستند صحت داشته باشد، معنای آن این است که اطلاعاتی که برای پایش مردم به کار میرود، میتواند همزمان در اختیار طرفی قرار گیرد که روابط خصمانه با ایران دارد. این تناقض، پرسشهای جدی درباره عملکرد، امنیت و مدیریت این سامانهها ایجاد میکند.
آنچه این وضعیت را نگرانکنندهتر میکند، نه فقط وجود نفوذ، بلکه بیتفاوتی و سهلانگاری در برابر آن است. وقتی آسیبها آشکار شده، هشدارها داده شده و حتی رسانهها نسبت به آن اطلاعرسانی کردهاند، ادامه مسیر بدون اصلاح و بازنگری، بیش از یک خطای فنی ساده است. این سطح از بیدقتی و سهلانگاری، آنقدر عجیب و غیرقابل توجیه به نظر میرسد که حتی خنده هم پاسخ کافی به آن نیست؛ بلکه نیازمند توضیح، پاسخگویی و اقدام جدی است.



