بانک آینده پیش از اعلام رسمی، عملاً از درون فروپاشیده بود
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بانک آینده پیش از آنکه بهصورت رسمی منحل اعلام شود، در عمل از درون فروپاشیده بود. تصمیم بانک مرکزی صرفاً تأییدی بر واقعیتی است که مدتها در ساختار مالی و مدیریتی این بانک شکل گرفته بود.
بررسیها نشان میدهد که حجم بدهیها و اضافهبرداشتهای بانک آینده از سایر بانکها و منابع بانکی کشور به رقم بیسابقهای در حدود یک کوادریلیون تومان (معادل یک میلیون میلیارد تومان) رسیده است؛ عددی که بهخودیخود میتواند تعادل نظام بانکی را مختل کرده و آثار سنگینی بر شاخصهای اقتصادی کشور بر جای گذارد.
برآورد کارشناسان اقتصادی نشان میدهد فعالیتهای مالی و انباشت بدهیهای کلان در بانک آینده، نقشی معادل ۷ درصد در ایجاد تورم فعلی کشور داشته است. این میزان سهم، در مقیاس اقتصاد کلان، عددی بسیار بزرگ و نگرانکننده محسوب میشود و بیانگر عمق بحران در این بانک است.
گزارشها همچنین حاکی است که برخی نهادها و مجموعههای قدرتمند که خود از وامگیرندگان بزرگ بانک آینده بودهاند، از اصلیترین حامیان آن نیز محسوب میشدند. این نهادها با دریافت تسهیلات کلان و بازپرداختنشدن بخش قابلتوجهی از آن، زمینه تضعیف تراز مالی بانک را فراهم کردند و در نهایت، بحران نقدینگی در بانک آینده به نقطه غیرقابل بازگشت رسید.
به گفته تحلیلگران، فروپاشی بانک آینده تنها نتیجه سوءمدیریت داخلی نبود، بلکه ترکیبی از نظارت ناکارآمد، حمایتهای غیرمنطقی و بدهیهای سنگین انباشتهشده طی سالهای گذشته باعث شد که این بانک عملاً توان ادامه فعالیت را از دست بدهد.
اقدام اخیر بانک مرکزی در اعلام انحلال رسمی بانک آینده، در واقع نه یک تصمیم ناگهانی، بلکه واکنشی برای جلوگیری از گسترش بحران در سیستم بانکی کشور بوده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که این رویداد باید بهعنوان هشداری جدی برای سایر بانکها و مؤسسات مالی تلقی شود تا با شفافیت مالی، کنترل تسهیلات و جلوگیری از تمرکز وامها در دست گروههای خاص، از تکرار چنین بحرانهایی پیشگیری شود.